نظر علي الطالقاني
394
كاشف الأسرار ( فارسى )
اميدوارند كه به شفاعت ائمه ( ع ) به ايشان ملحق گردند . پس ائمه ( ع ) به ايشان بگويند كه نظر كنيد به سوى دشمنان خود در جهنم . چون نظر كنند استغاثه كنند كه پروردگارا ما را به ايشان ملحق مگردان . پس ندا كنند ائمه ( ع ) آن جماعتى را كه ايشان را به سيماى ايشان مىشناسند از دشمنان خود كه در جهنمند و گويند فائده نبخشيد به شما آنچه جمع كرديد در دنيا از اموال ما و آنچه تكبر كرديد بر ما و غصب حق ما كرديد . پس گويند به آنها كه اينها شيعيان و برادران مايند كه شما در دنيا سوگند ياد مىكرديد كه رحمت خدا شامل حال ايشان نخواهد شد . پس گويند ائمه ( ع ) به شيعيان گناهكار خود كه داخل شويد در بهشت و بر شما خوفى و اندوهى نيست . 378 اين بود سخن مجلسى ( قدس سره ) و ديگران در اين باب كه شنيدى . حال به يارى قائم عجل اللّه فرجه گوئيم بدان كه بسا چيزها كه با او علامتى است كه به واسطهء آن شأنش اين است كه ديگران او را بشناسند ، در لسان عرب او را عرف گفتهاند بر وزن قفل . لهذا جود و احسان و ضدّ منكر و موج دريا و باد كه بلند باشد و يال اسب و تلّ ريگ و مكان مرتفع و هكذا آنچه اهل لغت ياد نمودهاند همه را عرف گويند و جمع او اعراف است . پس مراد از اعراف در آيه و احاديث جاهاى بلندى است ميان جنّت و نار كه خدا او را هم حجاب فرموده و هم سور و از احاديث گذشته و كلمات علماء ( قدّس سرهم ) ظاهر شد كه اصحاب الاعراف يا رجال كه فرمود و على الاعراف رجال يك معنى دارند و مراد از هر دو يك فرقهاند كه پيغمبر ما و ائمّهء ما ( ع ) باشند تنها ، يا با ساير انبياء و اوصياء نيز . و هم شكّى نيست كه آن گروهى كه طمع دخول بهشت دارند و از جهنّم ترسانند و اصحاب اعراف به ايشان مىفرمايند داخل بهشت شويد بىخوف و حزن ، جمعى از گناهكارانند و يقينا داخل بهشت خواهند شد . و معلوم نيست كه در اعراف كسى هميشه خواهد ماند يا نه ، و بر فرض كسى بماند كيانند . و هو العالم . پس معلوم شد كه ضمير و نادوا كه فرمود وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ يَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِيماهُمْ وَ نادَوْا أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ لَمْ يَدْخُلُوها وَ هُمْ يَطْمَعُونَ 379 راجع است به آن گناهكاران كه داخل بهشت مىشوند و راجع به رجال نيست . پس مرجع ضمير پيش از ضمير ذكر نشده . و هو العالم .